گل که مي گريد غم عرياني اش را مي خوردپيچ و تاب زخم سرگرداني اش را مي خوردخاک اگر باران نمي بيند گناه ابر چيست؟نامسلمان چوب بي ايماني اش را مي خوردعشق را از دستبرد بي وفايي دور کنگرگ بي شک برّه ي قرباني اش را مي خوردراستي! بار کج خود را به منزل مي بردآن که دارد نان بي ايماني اش را مي خورد؟وامصيبت! شيخ راه قبله را گم کرده استغصه ي معشوقه ي پنهاني اش را مي خورداشک بند آمد ولي اين سد بي جان نيمه شببي گمان ديواره ي سيماني اش را مي خورد...ناصر حامدي
برچسب:
نویسنده: مهراد جعفرینژاد
تاريخ: جمعه
24 مهر
1405 ساعت: 16:35